|
| ||||||||||||||||||||||||||
|
5. طرح موارد سست معارف اسلامى مطرح كردن موارد سست معارف اسلامى و ورود خواب در عرصه معارف و يا ملاقات هاى دروغين. اعتقادى كه با خواب درست شود با خواب هم مىرود. در كجاى معارف اسلامى داريم كه اهل بيت(ع) كسى را با خواب و رؤيا هدايت كرده باشند، در كجاى سيره اهل بيت ملاقات با ولى الله الاعظم به اين ابتذالى در آمده است كه هم اينك در كتاب ها نوشته و در جلسات گفته مىشود. آقايى در كتابش مىنويسد: عيال اينجانب مكرر حضور امام زمان شرفياب شده است! و يا آدرس امام زمان(عج) اين است!! اينها نه تنها خدمت به امام زمان(عج) نيست بلكه ضربه به اين اعتقاد مقدس است كه بيش از 350 آيه قرآن تأويل به آن شده و ده ها دليل محكم و متقن دارد. مرحوم علامه سيد مهدى بحرالعلوم كه از اعاظم علماى اماميه است مىگويد در زمان غيبت كبرى براى بعضى از حاملين اسرار و علماى ابرار توفيق تشرف حاصل مي گردد و به ديدار امام نائل مىشوند ولى چون مأمور به كتمان ديدارند حكم خدا را در پوشش اجماع ابراز مىدارند.(36) شيخ انصارى اين نظر را پذيرفته و فرموده، در غايت ندرت است(37) حصول آن را براى او حدى من العلما قبول كرده است.(38) آيتالله العظمى وحيد خراسانى بارها فرمودند ملاقات در غيبت كبرى به دو صورت واقع مىشود؛ 1. ملاقات در حال اختيار؛ 2. ملاقات در حال اضطرار. ملاقات در حال اختيار منحصر به افرادى نظير سيد بن طاووس است كه احياناً امام را ديده و شناخته و از او كسب فيض كردهاند اما ملاقات در حال اضطرار مربوط به افرادى است كه در حال گرفتارى شديد به ذيل عنايت امام توسل مىشوند و امام خود يا توسط افرادى كه دارند از او دستگيرى مىنمايند و نيز فرمودند آنها كه در اثر لياقت و شايستگى به فيض ديدار موفق مىشوند به كسى نمىگويند.
از مراجع عظام تقليد چنين سؤال شده است: برخى از افراد در جلسات يا عزادارى ادعاى ارتباط با معصومين خصوصاً امام زمان(عج) كرده و بدينوسيله ضمن استفادههاى مادى، از احساسات دينى مردم سوء استفاده مىنمايند و اينگونه مسائل در جلسات مختلف خصوصاً مجالس زنانه رو به ازدياد است. با توجه به ادعاى ارتباط با معصومين و واسطه بودن آنان و برخى تبعات اخلاقى كه موجب سست شدن اعتقادات مردم به مسائل دينى مىشود مستدعى است نظر مبارك را درباره شركت در اين جلسات و هرگونه تقويت و ترويج اين افراد بيان فرماييد؟
آيتالله العظمى صافى چنين پاسخ دادهاند: ادعاى ارتباط خاص با حضرت حجت عجل الله تعالى فرجه الشريف در زمان غيبت، دروغ است و شركت در مجالسى كه چنين ادعاها مي شود حرام است و مؤمنين بايد بى اساس بودن چنين ادعا را براى مردم بيان كنند كه گمراه نشوند. خواب و مكاشفه خواب و مكاشفه براى خود بيننده حجت نيست تا چه رسد به ديگران؛ و از خواب بدتر مكاشفاتى است كه بعضىها مدعى آنند. مرحوم ملااحمد نراقى كه از اساتيد شيخ انصارى است مي فرمايد بعضى از علماى اماميه قول و فعل معصوم كه در خواب صادر شود را حجت دانستهاند، اما اكثريت قريب به اتفاق علما بر خلاف اين قول مشى نمودهاند. در روايت حسنه ابراهيم بنهاشم وارد شده كه امام صادق(ع) در جواب سائلى كه از افسانه خواب ابى بن كعب سؤال نموده فرمود: "ان دين الله اعز ان يرى فى النوم"؛ دين خدا عزيزتر از آن است كه در خواب ديده شود. سرانجام مىفرمايد آنچه مسلم است حجيت كلام معصوم در بيدارى است و وضع عادى، نه در خواب و رؤيا؛ و روايات ديگر را هم توجيه كرده و سرانجام قول مشهور- عدم حجيت- را پذيرفته است. اينجانب بر اين باورم خواب شخص معصوم حجت است نيازى نيست كه معصوم شاهدى در بيدارى بر آن بيابد زيرا كه شيطان را راهى بر معصومين نيست. مرحوم ميرزاى قمى نيز در كتاب قوانين مسئله را طرح و حجيت آن را مردود دانسته است. ممكن است رؤيا صادقه باشد ولى حجت شرعى ندارد. به هر حال ورود خواب، و مكاشفات در عرصه معارف اسلامى به عنوان يك مبنا موجب طرح سست معارف اسلامى شده و اگر خواب مقدس شد چون راهى براى اثبات و نفى آن نيست حربهاى مىشود به دست شيادان كه از اين رهگذر دروغ هاى خود را جا بياندازند. در پايان عرض مىكنم من منكر برخى از ملاقات هاى راستين كه از ناحيه بزرگان بيان مىشود و نيز مكاشفات صادقانه نيستم، لكن معتقدم كه اينها نبايد مبنا قرار گيرد. 6- جدايى دين از سياست برخى مىخواهند چنين وانمود كنند كه آنها ولايتىتر از مسئولان نظامند. در مجالس عزادارى مىگويند ما مىخواهيم گريه كنيم كارى به سياست نداريم. در حالى كه خود معصومين را ما "ساسها لعباد" سياستمداران خلق مىخوانيم. "كان فى بنى اسرائيل يسوسهم انبياءهم"؛ انبياء سياستمداران بنىاسرائيل بودند. در يك سو لائيكها، سكولارها دم از جدائى دين از سياست مىزنند و از يك سو متحجرين در پى جدائى دين از سياستاند. و اين دو گروه در حقيقت دو تيغه يك قيچى هستند كه اسلام ناب محمدى(ص) را قيچى مىكنند. لازم به ذكر است نمىگوئيم مجالس مذهبى ما همانند كانون اى حزبى محل جار و جنجال هاى سياسى باشد، اما اينكه در رابطه با اصل نظام اسلامى بى تفاوت باشند اين آسيب جدى است. نظامى كه با رنج هاى بسيار به دست آمدهاست. جلسات عزادارى اهل بيت كاملاً سياسى بود، هم تولى داشت و هم تبرى. در شرايط آن چنانى ديدند تبرى كار سختى بود اما داشتند. 7. اظهار مطالب موهن اظهار مطالب موهن و تحقير غير مطلوب اهل بيت، تحقيرى كه تنها در دربار پادشاهان ظالم پاداش دارد در بارگاه امامان معصوم چيزى جز خوارى نيست به عنوان نمونه:
اهل بيت ذلت را براى پيروانشان نمىپسندند: "لا ينبغى للمؤمن ان يذل نفسه"؛ سزاوار نيست مؤمن خود را ذليل كند؛ البته تواضع و ابراز محبت به اهل بيت ذلت نيست. اينها برخى آسيبهاى محتوايى عزاداري ها و اينك مىپردازيم به آسيبهاى شكلى: آسيبهاى شكلى 1. استفاده از موسيقى مبتذل از آسيبهاى شكلى عزاداري ها، استفاده از موسيقىهاى لهوى و حرام در عزاداري هاست. برخى مداحان ترانههاى طاغوتى ديروز و يا ترانههاى لسآنجلسى امروز را گوش مىدهند؛ آهنگ همان آهنگ است محتوا را عوض مىكنند. اين قطعاً حرام است نمىتوان به بهانه انجام مستحبى، مرتكب حرام شد. مرحوم شيخ اعظم انصارى مىفرمايد: "الا ترى انه لايجوز ادخال السرور فى قلب المؤمن و اجابته بالمحرمات آيا نمىبينى كه جايز نيست شاد كردن مؤمن و اجابت دعوت او با محرمات باشد." اسلامى كه مىگويد قرآن را حق نداريد با لحن اهل فسق بخوانيد قطعاً اين اسلام اجازه نمىدهد كه از آهنگ هاى حرام در عزاداريها استفاده شود. نبى اكرم(ص) فرمود: "اقرأ و القرآن بالحان العرب و اصواتها و اياكم و لحون اهل الفسق و اهل الكبائر"(41)؛ قرآن را با لحن عربى بخوانيد و از لحن هاى اهل فسق و گناهان كبيره بپرهيزيد. و يا در بعضى عزاداري ها ديده مىشود به جاى آنكه نوحه خوانى شود تنها آهنگ مىنوازند و زنجير مىزنند، اينها بىترديد تحريف عزادارى است و مورد رضاى سالار شهيدان نيست. از مراجع عظام تقليد پرسيده شده است كه: استفاده از آلات موسيقى مانند ارگ در مراسم عزادارى چطور است؟ مقام معظم رهبرى آيتالله العظمى خامنه اى فرموده اند: استفاده از آلات موسيقى مناسب با عزادارى سالار شهيدان نيست و شايسته است مراسم عزادارى به همان صورت متعارفى كه از قديم متداول بوده برگزار شود. 2- اكتفا به مداحى اكتفا به مداحى و سينهزنى ديگر آسيب مجالس عزادارى است. درست است كه اين شورها و عشقها و سينهزنىها و حالها در نهايت تقويت دين است، ما به سهم خودمان خوشحاليم از اين كه ببينيم به جاى اين كه جوانان در مجالس گناه باشند در اين مجالس حضور يابند. ليكن سخن اين است كه اگر اين شورها با شعور گره نخورد، ماندگار نخواهد بود. ليكن متأسفانه در برخى مجالس تنها اكتفا به مداحى مي شود. و اين آسيب پذيرى آنگاه عمق بيشترى پيدا مىكند كه ملاحظه كنيم كم كم مجالس فاتحه هم باين سمت و سو مىرود كه تنها مداح دعوت مىكنند در حالى كه اين مجالس از فرصتهاى مناسب توجه دادن مردم به دين و قيامت است اهل بيت(ع) مىپسنديدند كه مجالسى كه به نام آنها شكل مىگيرد مجالس محتوايى باشد. حضرت امام صادق(ع) به عبدالله بن حماد بصرى فرمود: "بلغنى ان قوماً يأتونه يعنى الحسين من نواحى الكوفه و ناساً غيرهم و نساء، يندبنه و ذلك فى النصف من شعبان فمن بين قارء يقرء." - محتمل است يعنى قرآن مىخوانند و محتمل است كه كتاب مىخوانند - اخبار مناقب " و قاص يقص و نادب يندب و قائل يقول المراثى فقلت له نعم جعلت فداك قد شهدت بعض ما تصف فقال الحمد الله الذى جعل فى الناس من يفد الينا و يمدحنا و يرثى علينا و جعل عدونا من يطعن عليهم من قرابتنا او من غيرهم يهد دونهم و يقبحون ما يصنعون"(43)؛ به من گزارش دادند كه زن و مرد نيمه شعبان به زيارت امام حسين(ع) مىآيند، - قرآن مىخوانند - كتاب مناقب مىخوانند، قصههاى اهل بيت را مىگويند، روضه خوانى و مرثيه سرائى دارند گفتند آرى فدايت شوم در برخى از اين مراسم من بودهام حضرت فرمود سپاس خداى را كه در بين مردم كسانى را قرار داد كه ما را مدح مىكند براى ما مرثيه مىخوانند و از دشمنان ما كسانى از نزديكان و غير نزديكان ما كسانى را قرار داد كه تهديد كنند آنها را و رفتار زشتشان را تضييع نمايند. شهيد مطهرى گويد: معلوم مىشود فلسفه اين كار گريستن به تهديد دشمن و تقبيح كار آنهاست. مجالس عزادارى در طول تاريخ منشأ روشنگرى رهيابى به حقيقت بوده است. خطيبان خطابه مىخواندند و مرثيه سرايان مرثيه سرايى حداكثر ثوابش ثواب ذكر است. پيامبر حلقه علم را بر حلقه ذكر ترجيح داد. در روايتى آمده است: "و خرج رسول الله(ص) فاذا فى المسجد مجلسان مجلس يتفقهون و مجلس يدعون الله تعالى و يسألونه فقال كلا المجلسين الى خير امّا هؤلاء فيدعون الله و اما هؤلاء فيتعلمون و يفقهون الجاهل هؤلاء افضل بالتعليم ارسلت ثم قعد معهم."(44) پيامبر گرامي (ص) از منزل خارج شد به طرف مسجد آمد ديد در مسجد دو مجلس است يك مجلس، مجلس آموزش دين است و مجلس ديگر مجلس دعا. فرمود هر دو مجلس خوب است اينان دعا مىكنند و اينان آموزش مىبينند و آموزش مىدهند. اينان افضلند كه من براى تعليم مبعوث شدم. آنگاه حضرت در مجلس آموزش دين نشست.
مجالسى كه در آن تعليم و تعلم معارف دينى است بوستان هاى بهشت است: "عن رسول الله(ص) اذا امررتم برياض الجنه فارتعوا قالوا يا رسول الله و ما رياض الجنه قال حلق الذكر فان لله سيارات من الملائكه يطلبون حلق الذكر فاذا اتوا عليهم حفّوا بهم." (45) پيامبر اكرم(ص) فرمود آنگاه كه گذر به بوستان هاى بهشت كرديد بهرهمند شويد. گفتند اى رسول خدا بوستان هاى بهشت كجاست؟ حضرت فرمود حلقههاى ياد خدا؛ همانند خداوند را فرشتگان بسيارى است كه به دنبال حلقههاى ذكر خدا مىگردند وقتى حلقه ذكر يافتند آنها را احاطه مىكنند. "قال بعض العلماء حلق الذكر هى مجالس الحلال و الحرام كيف تشترى و تبيع و تصلى و تصوم و تنكح و تطلق وتحج و اشباه ذلك."(46) بعضى از علماء گفتهاند حلقههاى ذكر مجالس حلال و حرام است؛ چگونه بخرى، چگونه بفروشى، نماز بخوانى، روزه بگيرى، نكاح و طلاق داشته باشيم، حج انجام دهى. اكثر مشتريان مجالس با حال مذهبى را جوانان تشكيل مىدهند، مطلوب ائمه از جوانان تفقه در دين بوده امامباقر(ع) فرمود: لو اتيت بشاب من شباب الشيعه لايتنفقه فى الدين لادبته.(47) اگر جوانى از جوانان شيعه را نزدم بياورند كه آموزش دينى ندارد تحقيقاً تأديبش مىكنم. سخن اين نيست كه مداحى نباشد سخن اينست مانند گذشته هر كسى كار خودش را كه خطيب براى مردم قرآن، حديث، فقه بگويد مداح هم مرثيه سرائى كه در اين صورت كه شور و شعور توأم شده نقش آفرينى مىكند و مهمتر از اينها مسئله رهبرى انديشه جوانان است كه بايد قطعاً به دست عالمان دين شناس تحصيل كرده حوزههاى علميه باشد. 3- برخورد كاسبكارانه ديگر آسيب عزاداريها برخورد كاسبكارانه با اين مقوله است كه از مصاديق بارز استئكال به اهل بيت(ع) است كه در روايات مورد نكوهش قرار گرفته است و هر چه هم تورم بالا مىرود با قيمت هاى نجومى، قيمت را بالا مىبرند! امام صادق(ع) فرمود: "من اراد الحديث لمنفعه الدنيا لم يكن له فى الاخره نصيب و من اراد به الاخره اعطاه الله خير الدنيا و الاخره"(48) ؛ آن كس كه حديث را براى منفعت دنيا بخواهد در آخرت بهرهاى ندارد و آن كس كه حديث را براى خدا و آخرت بخواهد خداوند خير دنيا و آخرت را به او عطا خواهد كرد. حضرت امام(ع) فرمود: از راه ما - حديث ما، محبت ما و مانند آن - ارتزاق نكن.(49) " يا اباالنعمان لا تستأكل بنا الناس فلا يزيدك الله بذلك الافقراً." از راه ما ارتزاق نكن كه خداوند بر فقرت خواهد افزود.(50) اين مربوط به آنان است كه برخورد كاسبكارانه با معارف، مدايح، مراثى اهل بيت(ع) دارند و همانند كالا با آن برخورد مىكنند. حساب آنان كه تنها براى خدا در عرصه نشر معارف و گسترش فضايل و مناقب اهل بيت تلاش مىكنند و مردم از سر عشق به خاندان عصمت و طهارت به آنها هديه مىدهند، طبق تصريح روايات معصومين از اينان جداست و اينان مورد نكوهش نيستند. ج. راهكارها براى مقابله با اين آسيبها توجه به چند نكته ضرورى است و به دنبال آن طرح خود را در اين زمينه تقديم مىكنم. 1. آن كه پيوسته در بيان و نقد اين آسيبها توجه داشته باشيم كه اصل عزادارى آسيب نبيند. نبايد به گونهاى انتقاد كرد كه برپا كننده مجلس مداح، خطيب و مانند آن به كلى دلسرد شوند. 2. بايد در رابطه با اين آسيبها همان شيوهاى را كه در فقه آمده آرام و به تدريج مقابله صورت گيرد. بسيارى از اين نابسامانيها با نصيحت، موعظه و منطق قابل حل است نبايد به گونهاى برخورد شود كه موجب لجبازى بيشتر گردد. 3. بايد اين آسيبها آن قدر از سوى بزرگان مطرح شود كه ناهنجارى و ضد ارزش بودن اينها به صورت يك گفتمان و فرهنگ در آيد؛ اين هم نياز به شجاعت دارد هم آبرو دادن براى دين نبايد از جوسازيها هراسيد و بايد به تكليف عمل كرد. در ديدارى كه هفته قبل با برخى از مراجع عظام تقليد داشتم نكات آموزندهاى از برخورد صريح بزرگان با غلو شنيدم كه عبرتآموز است. آيتالله العظمى صافى فرمودند: ذاكرى نزد آيتالله العظمى بروجردى خواند:
يعني: اين فاطمه بنت اسد است كه خداى ابدى را با خود حمل مىكند. آن مرحوم برخورد كرد و ديگر اجازه ادامه مداحى را به او نداد و وقتى يكى از بزرگان در اين رابطه وساطت كرد آقاى بروجردى فرمود ما نبايد از كنار غلو سطحى بگذريم. بعد آن مرحوم فرمود شنيدم مداحى مىخواند:
اين غلو است چرا اين گونه اشعار در مداحيها خوانده مىشود. از شاگردان امام شنيدم امام در مجالس روضه خوانى بر درست خواندن مقتل و رعايت موازين بسيار مصر بودند. علماء دين پاسدار مكتبند؛ نبايد بگذارند از هيچ ناحيهاى مكتب آسيب ببيند، بزرگانى كه سر سلسله جنبان دين در بلدند بر اين مطلب حساس باشند اگر ديدند خطيبى غلو مىگويد، مداحى غلو مىگويند ملاحظات را كنار بگذارند و نهى از منكر كنند، ممكن است برخى جوسازى كرده حتى آبروريزى كنند اما قطعاً خداوند جبران خواهد كرد كه "ان الله يدافع عن الذين آمنوا..."؛ خداوند از مؤمنان دفاع خواهد كرد. 4. بايد در عرصه انتقاد هم از افراط و تفريط خوددارى كنيم. نمىتوان هر روايتى كه منقبتى بلند از مناقب اهل بيت(ع) را گفته است و در حد فهم ما نيست بلافاصله رمى به غلو كنيم. كه فرمودند: "نزلونا عن الربوبيته و قولوا فيناما شئتم"؛ ما را از خدائى پايين بياوريد آنگاه هر چه در فضلمان خواستيد بگوييد. يا هر مطلبى كه به گوشمان خورد و ما در كتابها آن را نديده بوديم آن را رمى به كذب كنيم كه اين عكس مطلوب را نتيجه مىدهد و يا در جانب تفريط از جوسازي ها بهراسيم، در مقابل غلو صريح موضع نگيريم، در مقابل دروغ صريح موضع نگيريم كه مبادا ما را رمى به ضد ولايت كنند كه ما بايد مصداق "الذين يبلغون رسالات الله و يخشونه ولا يخشون احداً الا الله"؛ آنان كه رسالت الهى خود را انجام داده و تنها از او خشيت- خوف همراه با تعظيم - داشته و جز از خدا از كسى ديگر خشيت ندارند، باشيم. 5. در اين رابطه طرحى در سال 1368 خدمت مقام معظم رهبرى ارسال كردهام كه خلاصه آن اين است كه بايد جريان مداحى در كشور سامان يابد. اين سامان بايد از سوى خود مداح ها باشد نه دولتى كه قطعاً نتيجه نمىدهد؛ به اين ترتيب كه مداحان هر استان مثلاً از هر پنجاه مداح يك نفر نماينده تعيين كنند، اينها در تهران جمع شوند مثلاً تعداد حدود پنجاه مداحى كه منتخب مداحان كشورند مجمع عمومى باشند از بين خود 7 يا 9 نفر را به عنوان مجمع مركزى مداحان برگزينند. اين مجمع عهده دار ساماندهى امر مداحى در امور ذيل گردد: 1. از علما مجتهد تاريخ در حوزه بخواهند در ابواب مقتل همه معصومين درست را از نادرست مشخص كنند، به اين ترتيب كه از كل مداح ها بخواهند كه آنچه مثلاً در رابطه با حضرت اباالفضل(ع) مىخوانند ارسال كنند و اينها در جمع عالمان مجتهد تاريخ در حوزه ارزيابى گردد؛ آنچه دروغ صريح است اعلام شود و آن چه پرورش روضه است و يا قطع به كذب آن نيست اعلام شود به اين ترتيب به تدريج چه بسا به تهيه مقتل عصرى ميرسيم. والسلام عليكم و رحمه الله بركاته ـ سيد احمد خاتمى ـ 16/6/84 ـ 2 شعبان المعظم 1326 پي نوشت ها: 36. عوائد الايام، ص700. 37. رسائل شيخ انصارى. 38. كفايه الاصول، ج2، ص70. 39. مسائل جديد از ديدگاه علما و مراجع تقليد. 40. مسائل جديد از ديدگاه علما و مراجع تقليد، ج4، ص111 و ص112. 41. وسائل الشيعه، ج4، باب 24 ابواب قرائة القرآن، ص858، ح1. 42. مسائل جديد از ديدگاه علما و مراجع تقليد. 43. كامل الزيارات، باب 108، ح1، با تصحيح علامه امينى. 44. منيه المريد، ص106. 45. همان. 46. همان. 47. المحاسن، ج1، ص357. ميزان الحكمه، ج4، ص1401- كلمه شباب -. 48. اصول كافى، ج1، ص46. 49. اصول كافى، ج2، ص338. 50. امالى شيخ مفيد، ص182 | ||||||||||||||||||||||||||
در راستای ترویج فرهنگ ناب محمدی و مذهب تشیع کپی برداری از مطالب وبلاگ باذکر منبع آزاد میباشد .